|
چند روایت
سه شنبه 22 آذر1390 13:48
رسول خدا(ص) فرمود:زمانى بيايد كه چهره هاى مردم چهره آدميان ودل هاشان دل هاى شياطين باشد، بسان گرگ درنده خونخوار باشند، از منكرات اجتناب نكنند.اگر در جمع آن ها باشى بدنامت كنند وچون با آن ها سخن گويى به تو دروغ گويند وچون از آن ها جدا شوى غيبتت كنند. سنت در ميان آن ها بدعت وبدعت به نزدشان سنت بود، محترمتان نزد آن ها موهون،و موهونان محترم باشند. مؤمن نزد آن ها خوار و فاسق ارجمند بود.كودكان شان گستاخ وبى ادب و زنان شان بى شرم وپيرانشان امر به معروف ونهى از منكر نكنند.پناه بردن به آن ها خوارى واعتماد به آن ها ذلت ودرخواست مال از آن ها بيچارگى وننگ باشد. در آن هنگام خداوند باران به موقع به آن ها نبارد و در غير موسم خود ببارد وبدانشان را بر آنان چيره سازدكه به بدترين وجهى آن ها را آزار دهند، پسرانشان را بكشند وزنانشان را زنده دارند، در آن حال هر چه نيكان دعاكنند به اجابت نرسد.
زمانى بر مردم بيايد كه شكم هاشان خداى شان بود هر چه خواهد از حلال وحرام به آن بدهند و زنانشان قبله شان باشد كه تمام توجه شان به آن ها بود( وپولشان دينشان )كه آن را در حد پرستش دوست دارند و شرف وعزت خويش را درتجملات و امتعه دنيا دانند، از ايمان جز نامى واز اسلام جز آثارى واز قرآن جز درسى بيش نماند. مساجدشان از حيث ساختمان آباد و دل هاشان از هدايت تهى وويران، علماشان بدترين خلق خدا در روى زمين باشند.در آن هنگام خداوند آن ها را به سه بليه دچار سازد: جور سلطان وخشكسالى وظلم وستم حكام وزمامداران.اصحاب از سخنان حضرت به شگفت آمده عرض كردند: مگر آن ها بت مى پرستند فرمود:آرى،پول نزد آن ها چون بت مورد پرستش باشد. زمانى بيايد كه ديندارى به نگهدارى آتش دركف دست بماند.زمانى بر امتم بيايد كه زمامدارانشان به شيوه جباران وستمگران عمل كنند وعلماى شان طمعكار وكم پرهيز، وپارسايان شان متظاهر، و بازرگانان رباخوار و فريبكار، وزنان شان خود را براى نامحرمان بيارايند. در آن هنگام اشرارشان بر آن ها چيره گردند وهر چه دعاكنند به اجابت نرسد . زمانى بر مردم بيايدكه اخلاق انسانى از آنان رخت بربندد چنانكه اگر نام يكى را بشنوى، به از آن بودكه وى را ببينى ويا او را ببينى به از آن باشدكه او را بيازمايى وچون او را بيازمايى حالاتى زشت و ناروا در او مشاهده كنى.دين شان پول،و هم و غمشان شكم و قبله شان زنان شان باشد. براى رسيدن به گرده نانى كرنش كنند وبراى درهمى به خاك افتند. پريشان و سرگردان باشند، نه خود را در پناه اسلام دانند ونه به كيش نصارى زندگى كنند.اميرالمؤمنين (ع) فرمود:زمانى بر مردم فرا رسد كه مقرب نباشد جز سخن چين، وجالب شمرده نشود جز فاجر، وتحقير نگردد جز افراد با انصاف. در آن زمان دستگيرى مستمندان زيان بشمار آيد، وصله رحم لطف وبزرگوارى محسوب شود، وعيادت بيمار، وسيله برترى جويى بر مردم باشد.در آن زمان حكومت به مشورت با زنان وفرمانروايى كودكان وتدبير خواجه سرايان برگزار شود. اللهم عجل لولیک الفرج
السلام علیک یا ابا عبداله الحسین
یکشنبه 13 آذر1390 21:46
![]() ![]()
السلام علیک یا ابالفضل عباس
یکشنبه 13 آذر1390 21:28
بابا دو بخش است
بخشی در صحرا و بخشی برنیزه آیا کسی میداند عمو چند بخش است اللهم عجل لولیک الفرج
علامه محمد تقی جعفری و زیباترین دختر دنیا
شنبه 18 اردیبهشت1389 15:35
از علامه محمد تقی جعفری می پرسند چی شد که به این کمالات رسیدی ؟! ایشان در جواب خاطره ای از دوران طلبگی تعریف میکنن و اظهار میکنند که هر چه دارند از کراماتی ست که بدنبال این امتحان الهی نصیبشان شده :«ما در نجف در مدرسه صدر اقامت داشتیم . خیلی مقید بودیم که ، در جشن ها و ایام سرور ، مجالس جشن بگیریم ، و ایام سوگواری را هم ، سوگواری می گرفتیم ، یک شبی مصادف شده بود با ولادت حضرت فاطمه زهرا (س) اول شب نماز مغرب و عشا می خواندیم و یک شربتی می خوردیم آنگاه با فکاهیاتی مجلس جشن و سرور ترتیب می دادیم . یک آقایی بود به نام آقا شیخ حیدر علی اصفهانی ، که نجف آبادی بود ، معدن ذوق بود . او که ، می آمد من به الکفایه ، قطعا به وجود می آمد جلسه دست او قرار می گرفت . آن ایام مصادف شده بود با ایام قلب الاسد (۱۰ الی ۲۱ مرداد ) که ما خرما پزان می گوییم نجف با ۲۵ و یا ۳۵ درجه خیلی گرم می شد . آنسال در اطراف نجف باتلاقی درست شده بود و پشه های بوجود آمده بود که ، عربهای بومی را اذیت می کرد ما ایرانیها هم که ، اصلا خواب و استراحت نداشتیم . آنسال آنقدر گرما زیاد بود که ، اصلا قابل تحمل نبود نکته سوم اینکه حجره من رو به شرق بود . تقریبا هم مخروبه بود . من فروردین را در آنجا بطور طبیعی مطالعه می کردم و می خوابیدم . اردیبهشت هم مقداری قابل تحمل بود ولی دیگر از خرداد امکان استفاده از حجره نبود . گرما واقعا کشنده بود ، وقتی می خواستم بروم از حجره کتاب بردارم مثل این بود که وردست نان را از داخل تنور بر می دارم ، در اقل وقت و سریع ! با این تعاریف این جشن افتاده بود به این موقع ، در بغداد و بصره و نجف ، گرما ، تلفات هم گرفته بود ، ما بعد از شب نشستیم ، شربت هم درست شد ، آقا شیخ حیدر علی اصفهانی که ، کتابی هم نوشته بنام « شناسنامه خر » آمد. مدیر مدرسه مان ، مرحوم آقا سید اسماعیل اصفهانی هم آنجا بود ، به آقا شیخ علی گفت : آقا شب نمی گذره ، حرفی داری بگو ، ایشان یک تکه کاغذ روزنامه در آورد . عکس یک دختر بود که ، زیرش نوشته بود « اجمل بنات عصرها » « زیباترین دختر روزگار » گفت : آقایان من درباره این عکس از شما سوالی می کنم . اگر شما را مخیر کنند بین اینکه با این دختر بطور مشروع و قانونی ازدواج کنید – از همان اولین لحظه ملاقات عقد جاری شود و حتی یک لحظه هم خلاف شرع نباشد – و هزار سال هم زندگی کنید . با کمال خوشرویی و بدون غصه ، یا اینکه جمال علی (ع) را مستحبا زیارت و ملاقات کنید . کدام را انتخاب می کنید . سوال خیلی حساب شده بود . طرف دختر حلال بود و زیارت علی (ع) هم مستحبی . گفت آقایان واقعیت را بگویید . جا نماز آب نکشید ، عجله نکنید ، درست جواب دهید. اول کاغذ را مدیر مدرسه گرفت و نگاه کرد و خطاب به پسرش که در کنارش نشسته بود با لهجه اصفهانی گفت : سید محمد! ما یک چیزی بگوئیم نری به مادرت بگوئی ها؟معلوم شد نظر آقا چیست؟ شاگرد اول ما نمره اش را گرفت! همه زدند زیر خنده. کاغذ را به دومی دادند. نگاهی به عکس کرد و گفت: آقا شیخ علی، اختیار داری، وقتی آقا (مدیر مدرسه) اینطور فرمودند مگر ما قدرت داریم که خلافش را بگوئیم. آقا فرمودند دیگه! خوب در هر تکه خنده راه می افتاد. نفر سوم گفت : آقا شیخ حیدر این روایت از امام علی (ع) معروف است که فرموده اند « یا حارث حمدانی من یمت یرنی » (ای حارث حمدانی هر کی بمیرد مرا ملاقات می کند) پس ما انشاالله در موقعش جمال علی (ع) را ملاقات می کنیم! باز هم همه زدند زیر خنده، خوب ذوق بودند. واقعا سوال مشکلی بود. یکی از آقایان گفت : آقا شیخ حیدر گفتی زیارت آقا مستحبی است؟ گفتی آن هم شرعی صد در صد؟ آقا شیخ حیدر گفت : بلی گفت : والله چه عرض کنم (باز هم خنده حضار ) نفر پنجم من بودم. این کاغذ را دادند دست من. دیدم که نمی توانم نگاه کنم، کاغذ را رد کردم به نفر بعدی، گفتم : من یک لحظه دیدار علی (ع) را به هزاران سال زناشویی با این زن نمی دهم. یک وقت دیدم یک حالت خیلی عجیبی دست داد. تا آن وقت همچو حالتی ندیده بودم. شبیه به خواب و بیهوشی بلند شدم. اول شب قلب الاسد وارد حجره ام شدم، حالت غیر عادی، حجره رو به مشرق دیگر نفهمیدم، یکبار به حالتی دست یافتم. یک دفعه دیدم یک اتاق بزرگی است یک آقایی نشسته در صدر مجلس، تمام علامات و قیافه ای که شیعه و سنی درباره امام علی (ع) نوشته در این مرد موجود است. یک جوانی پیش من در سمت راستم نشسته بود. پرسیدم این آقا کیست؟ گفت : این آقا خود علی (ع) است، من سیر او را نگاه کردم. آمدم بیرون، رفتم همان جلسه، کاغذ رسیده دست نفر نهم یا دهم، رنگم پریده بود. نمی دانم شاید مرحوم شمس آبادی بود خطاب به من گفت : آقا شیخ محمد تقی شما کجا رفتید و آمدید؟ نمی خواستم ماجرا را بگویم، اگر بگم عیششون بهم می خوره، اصرار کردند و من بالاخره قضیه را گفتم و ماجرا را شرح دادم، خیلی منقلب شدند. خدا رحمت کند آقا سید اسماعیل ( مدیر ) را خطاب به آقا شیخ حیدر گفت : آقا دیگر از این شوخی ها نکن، ما را بد آزمایش کردی. این از خاطرات بزرگ زندگی من است».
میلاد قائم آل محمدمهدی موعود(عج) برهمه منتظرانش مبارک باد
پنجشنبه 15 مرداد1388 16:54
هر شبی گویم که فردا یارم آیداز سفر
چون که فردا می شود گویم که فردای دگر انقدر امروز و فردا انتظارش می کشم کاقبت روز فراق یار من اید به سر من به امید وصالش زنده ماندم تاکنون
خروج سفیانی
دوشنبه 31 فروردین1388 14:3
يكى از نشانه هاى قطعى ظهور است. سفيانى، عنصر بى بند وبار، آلوده وپرده در اموى نسب واموى نژاد است كه در سوريه انقلاب مى كند وانقلابش نيز، پس از غلبه بر دوگروه مخالف خويش، به ظاهر پيروز مى گردد و آن ده خط مخالف راكه رهبرى يكى را مردى سرخ رو و ديگرى را مردى "ابرص " به عهده دارد، در هم مى كوبد. فضاى سياسى و اجتماعى براى او آماده مى شود و او بر منطقه وسيعى كه شامل: دمشق، حمص، حلب، اردن، فلسطين و اسرائيل كنونى است، مسلط مى گردد ويهوديان و عناصر تبهكار و حق ستيز، كودكان پرورشگاهى وكنار خيابانى از او پيروى مى كنند و همه اين تحولات ظرف شش ماه صورت مى پذيرد 0
پس از استقرار قدرت وسيطره سفيانى در سوريه ومنطقه وسيعى كه نام برده شد، سپاه گرانى مرکب از 142 هزار نفر سازماندهى مى كند وبخشى از آن را به منظور فتح عراق وبخشى ديگر را به سوى حجاز ومدينه منوره، گسيل مى دارد. سپاه 12 هزار نفرى او به سوى مدينه مى رود تا حضرت مهدى (ع) آن اصلاحگر بزرگ جهانى را كه خبر ظهورش پخش گرديده، دستگير نمايد. آنان سه روز در مدينه توفف مى كنند ودر آن جا دست به چپاول وجنايت مى زنند وپس از آن، بخش مهم آن 12 هزار نفر، مدينه را به منظور دستيابى به امام مهدى (ع) به قصد مکه ترك مى كنند، چرا كه اطلاع مى يابندكه آن اصلاحگر بزرگ، از مدينه به مکه رفته است. اين سپاه تجاوزكار در راه مکه، به بيابانى مى رسند ودر آن جا، زمين به امر خدا همه آنان را مى بلعد و جز دو نفر باقى نمى ماند، يكى از آن دو به سوى حضرت مهدى (ع) مى رود تا بشارت نابودى دشمنان حق وعدالت را بدهد وديگرى به سوى سفيانى مى رود تا سرنوشت شوم ستونى از سپاه تجاوزكار او را گزارش كند. اما سپاه تجاوزكارى كه از سوى سفيانى به عراق گسيل مى گردد، در منطقه اى از اطراف نجف كه روحاء نام دارد پياده مى شود وده ها هزار نفر از آنان براى اشغال نجف وكوفه حركت مى كنند. روز عيدى از اعياد اسلامى، تجاوز خويش را به اين دو شهر آغاز مى كنند وسر راه خود با ستونى از مدافعان كه از بغداد مى رسد درگير مى شوند و ميان اين ده ها هزار مدافع عراقى و سپاه سفيانى، جنگ وحشتناكى جريان مى يابد كه البته سپاه سفيانى پيروز مى شود وكوفه را به اشغال خود در مى آورد ودر آن جا سخت به كشتار وسيع غير نظاميان، جارى ساختن سيلاب خون از بيگناهان، برپا ساختن چوبه هاى بى شمار دار وبه اسارت بردن زنان ودختران، دست مى زند 0 مردى براى دفاع ازكوفه وحقوق مردم آن بپا مى خيزد وانقلابى به راه مى اندازد، امَا كشته مى شود. سرانجام اين بخش از سپاه سفيانى به سوى شام برمى گردد، اما گروهى ازكوفه وگروهى به فرماندهى سيد هاشمى وگروهى به فرماندهى قهرمان پرواپيشه "يمنى "، سپاه 100 هزار نفرى سفيانى را تعقيب مى كنند وطي جنگ خونين ميان راه عراق وشام همه را درهم مى كوبند و انبوهى اسير و غنايم جنگى، بدست مى آورند 0 اما سرانجامِ شوم سفيانى و جنبش ارتجاعى او، بدين گونه پايان مى پذيرد كه: حضرت مهدى(ع) آن اصلاحگر زمين وزمان پس از ظهور خويش، از مکه به تدريج به كوفه مى رسد وپس از استقرار عدالت در حجاز و عراق ودمشق، قلمرو سيطره ظالمانه سفيانى را هدف قرار مى دهد. در حركت اصلاحى امام به سوى شام، انبوهى از حق طلبان به او مى پيوندند وسفيانى نيز در رمله "، شمال شرقى فلسطين و قدس براى شرارت آماده مى شود 0 لحظات رويارويى دو سپاه حق و باطل و عدل و بيداد، فرا مى رسد، گروه هايى از سپاه سفيانى، قرارگاه خويش را رها كرده وبه لشكر حق مى پيوندند وگروهى نيز به سپاه سفيانى ملحق مى شوند. شرايط براى يك پيكار بزرگ وسرنوشت ساز آماده مى شود. سفيانى با دريافت گزارش رسيدن نيروى حق و آمدن اصلاحگر بزرگ امام مهدى(ع) از عراق به شام وفلسطين، خود را با همه قدرت و امكانات آماده رويا رويى وديدار مى كند و بنا به روايتى از امام باقر(ع) مى گويد: "اخرجوا الي ابن عمى " يعنى: عموزاده ام را نزد من بياوريد. پس از آنكه روياروى هم قرار مى گيرند وامام مهدى(ع) سفيانى را براى گفتگو به حضور مى پذيرد و آن گفتگو به بيعت سفيانى با حضرت مهدى وبا ايمان به او وحركت عظيم وعميق و آسمانى او مى انجامد، سفيانى از قرارگاه حضرت مهدى(ع) به سوى سپاه خويش باز مى گردد كه سران سپاهش مى پرسند: چه كردى؟ پاسخ مى دهد: "من در برابر منطق پولادين وموضع بحق حضرت مهدى(ع)، اسلام او را پذيرفتم وبه راه و رسم اوگردن نهادم و با او دست بيعت دادم وازگذشته سياه خويش، ندامت كردم سران سپاه او مى گويند: "زشت باد رأى تو در شرايطى كه خليفه اى بلا"مانع وپراقتدار به سوى امام مهدى(ع) رفتى، اينك بر خط اطاعت اوگردن نهاده، بازگشته اى؟ " سفيانى از پيمان خويشدست كشيده وبيعت خويش با حجت خدا وخليفه راستين او را مى شكند وبه تشويق سران سپاه تجاوزكار خود، براى پيكار با حق و عدالت آماده مى شود 0 سحرگاه يكى از روزها، پيكار نهايى حق وباطل آغاز مى گردد و خداوند پس از نبردى خونبار ميان دو سپاه عدل وظلم، حجت خدا وياران حق گراى او را پيروزى كامل مى بخشد و آنان، سپاه حق ستيز سفيانى را به طوركامل نابود مى سازند. طبق روايت ديگرى، سفيانى از سرنوشت شوم وتكان دهنده سپاه خويش كه در راه مکه به زمين فرو مى رود وزمين به فرمان خدا آن ها را مى بلعد درس عبرت گرفته و مى كوشد تا فرمان امام مهدى(ع) راگردن نهد 0 به همين جهت بيعت مى كند، اما پس ازاندك زمانى بيعت خويش را مى شكند و سركشى مى كند وپس از نبردى خونين به اسارت درمى آيد و نابود مى گردد. به روايت ديگرى، پس از دستگيرى به دستور حضرت مهدى(ع) در دروازه بيت المقدس كشته مى شود. )
شهادت حضرت امیرالمومنین (ع) بر تمام شیعیانش تسلیت باد
شنبه 30 شهریور1387 14:41
میلاد کریم اهل بیت مبارکباد
دوشنبه 25 شهریور1387 15:8
فرارسیدن ماه مبارک رمضان مبارک باد
دوشنبه 11 شهریور1387 14:37
![]()
سید خراسانی
سه شنبه 5 شهریور1387 11:58
پيرامون شخصيت سيد خراسانى، سؤال هاى بسيارى مطرح است. از مهم ترين آن ها اين است كه آيا مراد از خراسانى در روايات، فرد معيَنى است ويا اين كه تعبير از رهبر ايران است كه در زمان ظهور حضرت مهدى (ع) وجود خواهد داشت؟ روايات به روشنى دلالت دارد بر اين كه آن شخصيت از ذريه امام مجتبى (ع) ويا امام حسين (ع) است وازاو به عنوان هاشمى خراسانى ياد شده است وصفات جسمى وى راكه داراى صورتى نورانى وخال برگونه راست ويا دست را ست دارد، بيان كرده است. اما رواياتى كه در منابع حديث درجه اول شيعه مانند غيبت نعمانى و طوسى در خصوص اين شخص وارد شده است، احتمال دارد ايشان را به ياور خراسانيان ويا رهبر اهالى خراسان ويا فرمانده لشكر خراسان تفسيركرد. زيرا اين روايات تعبير به "خراسانى " تنها نموده نه هاشمى خراسانى، اما مجموعه قرائن موجود، پيرامون شخصيت اودلالت دارد كه مشخص است وى همزمان با خروج سفيانى ويمنى ظاهر مى شود ونيروهاى خود را به سوى عراق اعزام مى داردكه سپاهيان سفيانى را شكست مى دهند . نسبت ايشان به خراسان به اين معنا نيست كه حتماً اهل استان خراسان فعلى باشد، چون در صدر اسلام، نسبت دادن به خراسان به مشرق زمين اطلاق مى شده است كه شامل ايران وساير مناطق اسلامىِ متصل به آن است، مى شود. بنابراين شخص خراسانى اهل هر منطقه اى كه از اين محدوده باشد، نسبت او به خراسان صحيح است، چنان كه از منابع درجه اول حديثى شيعه استفاده نمى شودكه او سيد حسنى ويا حسينى است آن گونه كه در منابع روائي برادران اهل سنت به آن تصريح شده است. سيد خراسانى، آخرين شخصى است كه پيش از ظهور حضرت مهدى (ع) بر ايران حكومت كرده ويا معاصر با آخرين فردى است كه فرمانرواى ايران خواهد بود . اللهم عجل لولیک الفرج
شنبه 26 مرداد1387 10:18
السلام علیک یا ابا صالح المهدی
رجب رفت و شعبان آمد
چهارشنبه 16 مرداد1387 10:18
بسمه تعالی
شعبان شد و پیک عشق از راه آمد عطر نفس بقیه الله آمد با جلوه سجاد و ابوالفضل و حسین، یک ماه و سه خورشید در این ماه آمد
باران های پیاپی در سال ظهور
شنبه 25 خرداد1387 11:53
در سال ظهور، باران هاى پياپى زمين را آباد و سبز مي كند ووضع مردم بهتر مي شود. امامان (ع) در تبيين نشانه هاى ظهور و خبر دادن از رخدادهاى آن روزگار، از اين واقعه نيز ياد كرد ه اند. امام صادق (ع) مي فرمايد: در آستانه قيام مهدى (ع) سالى پرباران خواهد بود كه در اثر آن، خرما بر روى نخل مي پوسد. پس در اين ترديدى به خود راه ندهيد". و نيز مي فرمايد: و چون هنگام ظهور مهدى (ع) نزديك شود، در تمام ماه جمادى الاخر و ده روز نخست ماه رجب، بارانى بر مردم ببارد كه تا آن هنگام، مانند آن را نديده باشند... . اين نشانه را بزرگانى مانند شيخ مفيد، شيخ طوسى و طبرسى در رديف نشانه هاى ظهور آورده اند، ولى بايد توجه داشت كه روايت طبرسى و مفيد مرسله است وروايت شيخ طوسى نيز ضعيف است. و اما درباره عصر ظهور حضرت مهدى (ع) آورده اند كه: خداوند، براى مهدى (ع) بركت را از آسمان فرو مي فرستد. آسمان، بارانى مي بارد كه زمين، محصول خود را آشكار مي سازد ومردم در حكومت آن حضرت از نعمتى برخوردار مي شوند كه هرگز مانند آن را نديده اند .در دولت او، آب ها فراوان مي شود و رودخانه ها بالا مي آيد، چشمه ها مي جوشد، و زمين چند برابر محصول مي دهد. |
|